
جمعه 27 ارديبهشت 1387 ساعت 3:30 صبح
هر چند دلتنگ تر از تنگ بلورم
با کوه غمت سنگ تر از سنگ صبورم
اندوه من انبوه تر از دامن الوند
باشکوه تر از کوه دماوند غرورم
يک عمر پريشاني دل بسته به مويي است
تنها سر مويي ز سر موي تو دورم
اي عشق ز شوق تو گذر ميکنم از خويش
تو قاف قرار من و من عين عبورم
بگذار به بالاي بلند تو ببالم
کز تيره ي نيلوفرم و تشنه ي نورم
نويسنده : مصطفي.ا
يكشنبه 22 ارديبهشت 1387 ساعت 12:56 صبح
آسمان آبي نگاه تو ، دريايي از عشق است براي غنچه هاي پژمرده دلم و سرزميني پر از آرامش براي مرغ ميناي بيقرار دلم .
قصه تنهايي ام را در تاريکي شب با تو در ميان مي گذارم .
سکوتت در بي نهايت زمان ، داستان خستگيهايت را در امتداد جاده زندگي مرور مي کند .
و سحر خوب اين را مي داند و با روشنايي چشمانت پيوندي ديرينه دارد .
عاشقانه بيد را نگاه مي کني و مي خندي و صداي خنده تو ، تلاطم امواج ذهنم را آرامش مي بخشد .
و اين زيباترين ترانه است براي من !
لابه لاي نسترنهاي باغ رويايم ، دستان گرمت را جستجو مي کنم
و من امروز طلوع صداقت را در ميان انبوه تاريکيها باور کردم و به غريبانه بودن اشکهايت در خزان سادگي ايمان آوردم .
همراه با موسيقي باد به حياط مي روم و از باغچه سبزي که دوست داشتي ، يک دسته گل رز مي چينم و آن را در سبد پر از گل آرزوهايم مي کارد و با عشقي نو ، آن را به تو هديه مي دهم و در زير آسمان باراني ، فرياد مي کنم

نويسنده : مصطفي.ا


خانه
پارسي بلاگ
پست الكترونيك
شناسنامه
RSS
![]()
* مهمانان عشقولك
27489
مهمانان امروز
51
مهمانان ديروز
149
* پيوندهاي روزانه
* موضوعات وبلاگ
* درباره عشقولك
* لينك به عشقولك
|
* دوستان عشقولك