

شنبه 27 مهر 87 ساعت 12:29 صبح
سلام.خوبین دوستان.
یه مدتیه خیلی دلم هوای عشقمو کرده.خیلی خیلی دلم هواشو کرده.
این مدت هر روز باسش اس ام اس می دم (عاشقونه) ولی دریغ از یه اس ام اس.
ای خدا این چه مرضی بود یقه ی منوگرفته.یادمه همین حرفو شب اخری که باهاش حرف زدم بهش گفتم و اونم گفت دستت درد نکنه حالا ما شدیم مرض.خیلی ضایع بود حرفم.
ولی به هر حال خیلی دلم هواشو کرده.
.........................
ای که اشتیاق خود را بر جان من افکنده ای!
...
شب همه شب تنها در فرش خواب خویش
بی خود از خویش، هوای زیبا رویی را به سر داشتم که جانم از او سوزان است.
اما او را نیافتم.
پس خانه را وانهاده و سرگشته ی سوق ها و گذرها در شهر پریشان شدم.
به هوای آنکه جانم از او سوزان است.
اما بازش نیافتم، بازش نیافتم.
" غزل غزلهای سلیمان "

نویسنده : مصطفی.ا

خانه
پارسی بلاگ
پست الکترونیک
شناسنامه
RSS
![]()
* مهمانان عشقولک
179441
مهمانان امروز
88
مهمانان دیروز
62
* پیوندهای روزانه
* درباره عشقولک
* لینک به عشقولک
|
* دوستان عشقولک
* گفتگو با عشقولک
* اشتراک در خبرنامه
* فهرست موضوعی
عشقولک[106] . مهندس میر حسین موسوی . حمله به خاتمی . دوستت دارم خدایا.با همه مهربونیات و با همه نامهربونیام . عجب باشکوه است عشق ... .
* مطالب بایگانی شده
* موسیقی وبلاگ
* این وبلاگ توسط نیم نام طراحی و به دارنده آن تحویل شد * * حقوق تمامی مطالب به صاحب آن تعلق دارد *