

سه شنبه 17 مهر 86 ساعت 4:56 عصر
یه روزی عشق ودیوونگی و محبت وفزولی داشتن قایم موشک بازی می کردن تا نوبت به دیوونگی رسید
دیوونگی همرو پیدا کرد اما هر چه گشت اثری از عشق نبود فزولی متوجه شد که عشق پشت یک
بوته گل سرخ قایم شده ودیونگی رو خبر کردودیوونگی یه خاره بزرگ برداشت و در بوتیه گل سرخ
فرو کرد صدایه فریاده عشق بلند شد وقتی همه به سراغش رفتند دیدند چشمش کور شده و دیونگی
که خود را مقصر میدونست تصمیم گرفت همیشه عشق را همراهی کنه واز اون روز به بعد
وقتی که عشق به سراغ کسی میره چون کوره بدیهیه معشوقشو نمیبینه و دیوونگی هم همیشه در کنارشه
نویسنده : مصطفی.ا

خانه
پارسی بلاگ
پست الکترونیک
شناسنامه
RSS
![]()
* مهمانان عشقولک
179465
مهمانان امروز
112
مهمانان دیروز
62
* پیوندهای روزانه
* درباره عشقولک
* لینک به عشقولک
|
* دوستان عشقولک
* گفتگو با عشقولک
* اشتراک در خبرنامه
* فهرست موضوعی
عشقولک[106] . مهندس میر حسین موسوی . حمله به خاتمی . دوستت دارم خدایا.با همه مهربونیات و با همه نامهربونیام . عجب باشکوه است عشق ... .
* مطالب بایگانی شده
* موسیقی وبلاگ
* این وبلاگ توسط نیم نام طراحی و به دارنده آن تحویل شد * * حقوق تمامی مطالب به صاحب آن تعلق دارد *