

دوشنبه 16 مهر 86 ساعت 4:41 عصر
شب سردی است، و من افسرده
.راه دوری است، و پایی خسته
.تیرگی هست و چراغی مرده
.***
می کنم، تنها، از جاده عبور
:دور ماندند ز من آدم ها
.سایه ای از سر دیوار گذشت،
غمی افروز مرا بر غم ها
.***
فکر تاریکی و این ویرانی
بی خبر آمد تا با دل من
قصه ها ساز کند پنهانی
.***
نیست رنگی که بگوید با من
اندکی صبر، سحر نزدیک است
.هر دم این بانگ بر آرم از دل
:وای، این شب چقدر تاریک است
!***
خنده ای کو که به دل انگیزم؟
قطره ای کو که به دریا ریزم؟
صخره ای کو که بدان آویزم؟
***
مثل این است که شب نمناک است
.دیگران را هم غم هست به دل،
غم من، لیک، غمی غمناک است
نویسنده : مصطفی.ا

خانه
پارسی بلاگ
پست الکترونیک
شناسنامه
RSS
![]()
* مهمانان عشقولک
179471
مهمانان امروز
118
مهمانان دیروز
62
* پیوندهای روزانه
* درباره عشقولک
* لینک به عشقولک
|
* دوستان عشقولک
* گفتگو با عشقولک
* اشتراک در خبرنامه
* فهرست موضوعی
عشقولک[106] . مهندس میر حسین موسوی . حمله به خاتمی . دوستت دارم خدایا.با همه مهربونیات و با همه نامهربونیام . عجب باشکوه است عشق ... .
* مطالب بایگانی شده
* موسیقی وبلاگ
* این وبلاگ توسط نیم نام طراحی و به دارنده آن تحویل شد * * حقوق تمامی مطالب به صاحب آن تعلق دارد *